تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


کتاب آوریل شکسته  

یه مدتی از کتاب دور بودم یعنی یک ماه،ولی با یه کتاب خوب دوباره برگشتم.
کتاب آوریل شکسته نوشته ی اسماعیل کاداره 
یه رمان با نگاهی جالب...من که سر ذوق اومدوم و از کاداره خوشم اومد شاید برم سراغ کتاب های دیگه اش...
یه رمان با موضوعی هولناک و عمیق و شاید در آخر مثل دختر تو رمان یه جوریایی مسخ فضای رمان بشید... 

ادامه مطلب  

مجموعه رمان زیبا و احساسی را با فرمت pdf دانلود کنید  

رمان بسیار زیبا و احساسی با نام وفای عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۲ – رمان بسیار زیبا با نام جرات یا حقیقت ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۳ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام عطر عاشقی ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۴ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام اکسیر عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۵ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام ما که شانس نداریم ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۶ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام محیا ( از مجموعه رمان های احساسی )
 

ادامه مطلب  

 

دوم اذرماه جلسه معرفی رمان دانشکده ادبیات از پشت ردیف صنوبرها نوشته آقای جوزی پور است.محل این جلسه حوزه هنری خرم اباد است.دوستانی ک مقدور است حضور داشته باشند خالی از لطف نخواهد بود.اقای جوزیپور دومین رمانش را چاپ کرده اولی به نام عشق سالهای برزخی مدتهاپیش چاپ کرده بود.این نویسنده نوشتن رمان را جدی دنبال میکند و این رمان جدید به نام دانشکده ادبیات از پشت ردیف صنوبرها کار فرمی است که می طلبد در خوانش صبر و حوصله داشته باشیم.خواندن این رمان ت

ادامه مطلب  

رمان قصه عاشقی من  

دانلود رمان قصه عاشقی من
نویسنده : elahe1129 کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 141
خلاصه رمان :
سماء دختریه که به سوارکاری خیلی علاقه منده ولی پدرش باهاش مخالفت میکنه...
اما سماء کوتاه بیا نیست و بدون اطلاع پدر و مادرش میره به باشگاه سوارکاری و.....
 
مبلغ

ادامه مطلب  

دو کلمه از مادر عروس :D  

    یک روز در یک مهمانی خانوادگی دختربچه‌ای که همیشه توی کتابخانه می‌دیدمش با مادرش به سمتم آمدند و احوالپرسی و سایر تعارفات مرسوم را به جا آوردند و فهمیدم که از بستگان هستند. حالا امروز همان دختربچه با مادرش آمده‌اند کتابخانه. من حسابی پرمشغله‌ام و هیچ حال و حوصله‌ء خاله‌بازی ندارم. دختر می‌رود سراغ بخش کودک و مادر هم کنار «رمان‌های عامه‌پسند» اتراق می‌کند. بعد از دقایقی کنکاش در بین رمان‌ها این گفتگو بین ما شکل می‌گیرد:
-        ای

ادامه مطلب  

دانلود رمان مرد خودخواه من  

دانلود رمان مرد خودخواه من
نویسنده : صبا حسینی کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 220
خلاصه رمان :
خودخواهــــــــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ تمام دنیا ﺭﺍ ﻓﺮﺵ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ میکند...
 ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫــــــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ هایش ﺩﺭ ﺗﻮ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...
خودخواهـــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ آتش میزند هر آنچه با تو سر لج دارد...
خودخواهــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ برایت تبدیل به یک

ادامه مطلب  

کوله پشتی!  

کوله پشتی هایمان را برداشته بودیم. سبک بود و خالی از هر نشانی. باید بر می گشتیم. یعنی تصمیم گرفته بودیم برگردیم. می دانی منظورم چیست؟! یک وقتهایی دلت می خواهد برگردی. به یک بیخیالی مفرط. و نقشه را بر می داری. گذشته را مرور میکنی. همیشه یک جایی در گذشته وجود دارد که حالت را خوب کند. همیشه یک روزهایی را در گذشته جا گذاشته ای که در آن عمیق نفس کشیده ای، بلند خندیده ای و هوا را بدون ناخالصی سر کشیده ای. و من هنوز نقشه را زمین نگذاشته بودم که چشم باز کرد

ادامه مطلب  

پیگیری خدمات رفاهی اعضای سازمان  

در پی ارائه ی خدمات رفاهی به اعضای محترم سازمان ، می توانید با مراجعه به آتلیه کلبه لحظات زیبایی را در کنار خانواده و فرزندانتان با 20% تخفیف ثبت کنید.

ادامه مطلب  

و بیت آخر غزل  

باز هوای نوشتن میکنی. با اینکه نمی خواندش
روبرو پنجره ای با درختان اندکی لباس پاییز بر تن کرده
لیوان قرمز رنگ تا نیمه پر از پوست پسته
این کنار تر پنجره ای به درختان شفاف تری با چند برگ زردتر به چشم آمده
و کلبه خانه همسایه با پنجره ای کاش
و یانی
و غروب
و چشمی که باز کرده ای با شعر حافظ
از هر طرف که رفتی جز وحشتت نیفزوده
و نقطه صفری که تنها تو ایستاده ای ساکت و نظاره گر
و رقص درختان در باد
و بیت آخر غزل
 

ادامه مطلب  

رمان خاطره نوشته (مهدیه لیموچی)  

 
دانلود رمان خاطره
 
 
 
نویسنده : مهدیه لیموچی کاربر رمان فوریو
 
تعداد صفحات : 166
 
خلاصه رمان :
 
طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سرگرد نیروی انتظامیه.
 
طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد رایان رادمنش می شه.
 
طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ !
 
پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !!
 
ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه.
 
توی این ماموریت با پسری به اسم علی

ادامه مطلب  

دانلود منظومه آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی  

منظومه بی‌نظیر و فوق العاده آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی را از دست ندهید.
فایل صوتی همین نوشته را که لحنی حماسی نیز دارد از ادامه مطلب دانلود کنید.
در ادامه مطلب شعر را با صدای شاعر نیز بشنوید و ببینید.
 
 برف می بارد؛برف می بارد به روی خار و خاراسنگکوه‌ها خاموش،دره ها دلتنگ؛راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ 
برنمی‌شد گر زبام کلبه‌ها دودی،یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد،ردپاها گرنمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،ما چه می‌ک

ادامه مطلب  

صرفاً جهت اعلام حضور  

 
مدتها بود قدوم مبارکمان را بدینجا نگذاشته بودیم. گویا سایر اهالی محله بلاگفا نیز دست کمی از ما ندارند و یا بالکل از این محله کوچیده اند و کلبه مجازی خود را ویران نموده اند یا اینکه چون ما نه دل و دماغ نوشتن دارند و نه دلِ دل کندن از اینجا و خاطرات بیشمارشان را. 
به هر روی نیتی برای خمیازه سرایی نداشتیم لکن گفتیم حال که مسیرمان بدینجا خورده است، بد نیست دو سه خطی نیز بنگاریم و انگشتان همایونی مان را با کیبورد آشنا نماییم، شاید که جس و حال نوشت

ادامه مطلب  

 

امروز صبح بیدار شدم رفتم استخر  و حدود هزار متر شنا کردم و الان دست راستم  به حالت فلج شدگی رسیده      
کلا نیاز داشتم یه کار یه کم افراطی بکنم تا اذیت بشم و ترجیحا دچار درد جسمانی بشم و متاسفم که چنین نیازی دارم 
ولی احساس بسیار مطلوبی دارم...یه نوع احساس مطلوب روحانی دارم از صدقه سر دست و پای کرال زدن...
ترجیح دادم احساسم رو اینجا بنویسم چون دیگه اینجا حکم کلبه ی متروکه ی بی رفت و آمد منو داره و چ خوب که این خونه خرابه رو دارم تا چرندیاتم رو بنوی

ادامه مطلب  

کتاب رمان احساسم به تو اشتباه بود  

نویسنده: فائزه رحمتی
موضوع: رمان
تعداد صفحات: ۵۸۶
فرمت: کتاب PDF
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۵
دانلود
معرفی کتاب
آموخته ام که خدا عشق است وعشق تنها خداست آموخته ام که وقتی نا امید می شوم خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار می کشد؛دوباره به رحمت او امید وار شوم آموخته ام که اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترش رادر نظر گرفته است آموخته ام که زندگی دشواراست ولی من از او سخت ترم.
دستم رو سایبون چشمام کرده بود و به رومینا که از در

ادامه مطلب  

برپایی نمایشگاه کتاب در روز شنبه 22 آبان به مدت 10 روز  

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی نمایشگاه کتاب در محل کتابخانه عمومی رحیم محسنی هادیشهر به مدت 10 روز برپا گردیده است. کتابها در زمینه موضوعی روانشناسی، فلسفه، علمی، تاریخی، کودک و نوجوان و رمان و ... می باشند. شایان ذکر است کتب فروشی از 20 تا 30 درصد تخفیف برخوردار است.

ادامه مطلب  

یکی می گفت قدیم بی کلاس بودیم  

آره قدیم بی کلاس بودیم ولی خوش بودیم سرگرمی ما چیزای حرکتی بود مثلا مثل فرغون بازی خخ چقدر خوب بود فروغون می گذاشتیم زیر درخت بعد توش می خوابیدیم بعد به آسمون از زیر درخت خیره می شدیم مثل این که تو کلبه جنگلی هستیم چه کیفی داشت یا این که راحت بودیم هر کاری دوست داشتیم انجام می دادیم  الان پز و کلاس باعث شده موذب زندگی کنیم لباس تنگ بپوشیم چون کلاس داره اما راحت نیستیم چیه این زندگی راحت باش لباس راحتی کفش راحتی مگه چقدر زنده ای ؟ 

ادامه مطلب  

بی چتر وبی چراغ  

 
بی چتر وبی چراغ
 
درمن نی می زند
لب هایت
که هنگام تقدیم بوسه هایت
برصورتم
جا گذاشته ای
ومرا
سخت درآغوش می فشارد
دستانت
که هنگام بغل کردنم
بر شانه های من
آویزان مانده است
شبم راروز کرده است
فانوس چشمانت
که از هنگام آمدنت
بر طاقچه ی آستانه ی کلبه ی من
هاج و واج مانده است
ومرا از خواب می پراند
زنگ ساعت کوکی قلبت
که برای روز تولدم
کادو پیچش کرده
وبرایم پست کرده بودی
ومی گرید چترت
که بر آویز کلبه ی درویشی من
جاگذاشته بودی
حال بامن بگونازنین
بی چ

ادامه مطلب  

معرفی کتاب صوفی و چراغ جادو  

«صوفی و چراغ جادو» نوشته‌ «ابراهیم حسن‌بیگی» یکی از رمان‌هایی است که انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در قالب طرح «رمان نوجوان امروز» منتشر کرده است. این نویسنده با استفاده از افسانه‌ کهن چراغ جادو و وارد کردن آن به زندگی یک نوجوان ترکمن به نام صوفی، داستانی تخیلی را برای نوجوانان روایت می‌کند. روستای محل زندگی صوفی، مدرسه راهنمایی ندارد و خانواده نیز توان مالی کافی ندارند تا او را برای درس خواندن به روستای دیگری بفرستند، ب

ادامه مطلب  

امروز عصر باغ خیالت که در گشود...  

 
امروز عصر ، باغ خیالت که در گشود
شوقی دلم ربود
بوی تو تا حوالی ِ آن کلبه ام کشاند
عشقم به سر فشاند
دردم به در نشاند
باور نمی کنی !
آن جنگل ِ خموش 
آن خلوتِ چموش 
حتی مه غلیظِ همیشه تنیده اش 
انبوه برگ و خش خش ِ رام و رمیده اش 
آنجا هر آنچه هست 
دارد به یاد و بوی تو پیوندِ ناگسست 

.
بهرام باعزت 
متن کامل شعر  در ادامه ی مطلب 

ادامه مطلب  

سنت و تجدد در نوشته هاي ابراهيم گلستان  

 سنت و تجدد همواره از مهم‌ترین مسائلی است که در داستان‌های گلستان مطرح می‌شود: «در داستان بلند «از روزگار رفته حکایت» در مجموعه‌ «مدّ و مِه»، گلستان به توصیف و تصویر ورود تجدد به ایران در عصر رضاشاه پهلوی پرداخته بود. گلستان در آن داستان، تقابل سنت رو به اضمحلال را در مقابل تجدد تازه به ایران رسیده نشان داده بود. به نظر می‌رسد در این رمان هم تجدد در دوره محمدرضاشاه و ناقص‌بودن این پروژه مطرح است. تناقض در رفتار و گفتار مرد دهاتی و تقابل آ

ادامه مطلب  

طوفان تندپاییزی  

به نام خدا 
سلام شبتون بخیر هم اکنون از قزوین شهر تاریخی و زمانی پایتخت صفویه،دارم با شما حرف میزنم ...  میگن تهران داره برف میاد .....ولی هر چی باد تند و سرد و استخوون سوزه میاد اینجا .....الانم سالن مطالعه ام ینی باورتون میشه من تا الان نخوابیدم ....سلطان خوابم منا....غیر ممکن بود نخوابیدن من.....اخ اخ من چه کنم با این درد رمان خوندن ....از عشق و عاشقی خوشم نمیادا .....از زندگی اجتماعی مردم ک رنگی از تلاش و ازادگی داره خوشم میاد و اگ رمانی صرفا عشقولانه و

ادامه مطلب  

باد شمال  

باد سرد که می وزد آدمها و شاید زنها دوست دارند که به درون خانه ها بخزند.کنار سماور بنشینند.یک چای داغ برای خود بریزند.کتاب به دست بگیرند و برای خود یک داستان بخوانند.اما این آرزو در عمل کمتر جامه ی عمل می پوشد.قانون این است که همیشه یک نفر پیدا شود و بی خبر از افکارت خلوتت را به هم بزند.این قانون طبیعت از سالهایی که یک دختر دبیرستانی بودم تا به امروز همراهم بوده است.آن روزها وقتی کتاب و مجله می خواندم اولین کسی که اعتراض می کرد.مادر بود.به نظرش ک

ادامه مطلب  

گزارش برنامه آبشار لاتون  

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند\ با رنگهای الوان مرا آشنا کند . شاخه با ریشه خود ، حس عجیبی دارد\ جنگل ، امسال چه پاییز دل انگیزی دارد. گزارش برنامه آبشار لاتون : آبشار لاتون در استان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه جای گرفته‌است. ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر است که به لحاظ بلندی، مرتفع ترین آبشار گیلان و ایران به محسوب می شود. علاوه بر آبشار اصلی، آبشاری دیگر در ۱۰ متری آن قرار دارد که ۶۵ متر ارتفاع دار

ادامه مطلب  

 

احساس می کنم دلیل همه چیز رو دارم کشف می کنم
شاید خود سازی و درمان خود و پیدا کردن راه حل های مشکلات همش باید توی محیطی آرام و ساکت و در تنهایی باشه
فرو رفتن در تفکری عمیق
خونه ما خیلی خیلی خیلیییییییییی ساکته
ی خونه بزرگ ساکت و آرام
منم اکثر اوقات تنهام
خیلی ها به خونه ما میگن باغ
ولی به نظرم 600 متر که باغ نیست
همون خونه س
برادر زادم به خونه خودشون که 120 متره میگه کلبه
میگه خونه ما چون کوچیکه کلبه س
ههههه
به نظرم بیشتر اتفاقاتی که میفته برمیگرده

ادامه مطلب  

× زنی با یک سبد پرتغال ×  

و این مزخرف ترین حالت دنیاست
که تو توی کلبه کوچیک چوبیه مسخرت که از همه جاش آب چکه میکند نون بپزی و صبح تا شب بچه های مسخره ایی که همیشه دماغشون اویزان است  با آن موهای پرتغالی فرفری لعنتیشان که کپی پدر لعنتی ترشان است سروکله بزنی و شوهر مزخرفت تو می خونه لعنتی با فاحشه های لعنتی ترش خوش باشد و تو تا صبح بیدار باشی و سطل هایی که هی از قطره های آب پر میشوند را خالی کنی و اشکات رو هم ..

و ساعت 5 صبح وقتی خروس پیر مزخرفتان که بازم کپی شوهر مزخرفت است

ادامه مطلب  

پیشنهاد مطالعاتی  

«نامیرا» نوشته صادق کرمیار / انتشارات نیستان / 336 صفحه«نامیرا» داستانی شخصیت‌محور است؛ رمانی با خرده‌روایت‌هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم‌ها. این روزگار است که آدم‌ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می‌گذارد. نویسنده، کتاب را به سبک رمان‌های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می‌کند، تصویرسازی می‌کند، شخصیت‌ها را  وارد داستان می‌کند، آن‌ها را معرفی می‌کند و با داستان پیش می‌برد. «نامیرا»  ازعقبه تحقیقی درستی بهره برده است.با

ادامه مطلب  

7 فروردین 95  

شنبه 7 فروردین 95
 
تابلو را که دیدم دور زدم. باید مستقیم می رفتم. بقیه ماشین ها مستقیم رفتند. من دور زدم. مسافر بودیم. دور زدم. همان طور که تابلو گفته بود. سیصد متر جلوتر. شهربازی. کشتارگاه. هر دو کنار هم. در یک تابلو.  دور زدم. به سمت کشتارگاه یا شهر بازی. برای من فرقی نداشت. کشتارگاه شهر بازی بود و شهر بازی کشتارگاه.
سوژه ی جالبی بود برای عکاسی. برای پست های اینستاگرامی. حادثه ی چند روز بعد برازجان جالب ترش هم کرد. مادری با فرزندش از چرخ و فلک سقوط ک

ادامه مطلب  

داستان و عدالت  

 
داستان و عدالت
 
(ضمیمه)دریافت متن کامل مقاله (فایل پی.دی.اف)
 
ترجمان علوم انسانی

دلیل مهم موفقیت متون داستانی جوامع غربی از قرن هیجدهم و نیروی کاملی که این متون با ورود رمان پیدا کردند عبارت است از توانایی داستان در توأمان کردن عدالت اجتماعی نمادین و «عدالت فردی».
 
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقیقه
 







 
نویسندۀ وینفرد فلاکترجمۀ روح الله عبدالملکیچکیده: متن زیر بخشی از مقالۀ وینفرد فلاک با عنوان «داستان و عدالت» است که فصلنامهٔ تاریخ ادبی ج

ادامه مطلب  

نقد کتاب فصل پنجم سکوت در کتابخانه شهدای فرهنگی  

نقد کتاب « فصل پنجم سکوت » با گرامیداشت ایام کتاب، کتابخوانی و کتابدار
با حضور ادیبان و جمعی از اعضای کتابخانه شهدای فرهنگی آذرشهر با گرامیداشت ایام کتاب، کتابخوانی و کتابدار، در روز پنجشنبه 27 آبان،  کتاب « فصل پنجم سکوت » نقد شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان؛ در ابتدا بلندی کتابدار کتابخانه و دبیر جلسه ضمن گرامیداشت روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار و عرض خیر مقدم و تبریک به میهمانان حاضر، با اشاره و معرفی آثار و زند

ادامه مطلب  

سوته دلان  

 
 
ماسوته دلان در همه شب خواب نداریم
 
ماخسته زجانیم و دگر تاب نداریم
 
ازترس مکافات زمین خانه  به دوشیم
 
از خلق بریدیم و زبان بسته ،خموشیم
 
در راه سفر پشت سر قافله ماندیم
 
آخر به سر قافله خود را نرساندیم
 
مردیم زبس در ره خود حادثه دیدیم
 
لب تشنه دویدیم  و به آبی نرسیدیم
 
بار دگران عاریه بر دوش کشیدیم
 
یک دست که با بشود یار ندیدیم
 
از کار خلایق چه گره ها نگشودیم
 
غمها زدل خلق گرفتار  زدودیم
 
گرما به همه عمر زکس خیر ندیدیم 
 
اما ز نکو کا

ادامه مطلب  

جایزۀ من‌بوکر ۲۰۱۶  

 
رمان‌هایی که درخور جایزۀ من‌بوکر بودند
نامزدهای نهایی جایزۀ من‌بوکر از ماجرای شکل‌گیری رمانشان می‌گویند
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۴۶
 

 
ترجمۀ: محمد معماریان
مرجع: Guardian
مرجع فارسی: ترجمان
چندی پیش پل بیتی برای رمان «فروشِ کامل» برندۀ جایزۀ «من‌بوکر» ۲۰۱۶ شد. اما او در این مسیر تنها نبود و با پنج نویسندۀ دیگر رقابتی تنگاتنگ داشت. مادلین تین، دیوید سالای، دبورا لوی، گرِیم مکری برنت و آتوسا مشفق نویسندگانی هستند که به‌همراه بیتی نامزده

ادامه مطلب  

sadness  

بعد از مدتها دو باره سلام زندگی تو نوشته ها، نظر تو نوشته ها، مردن تو نوشته ها!!! فکر کنم الان 8 ساله وبلاگ نویسی میکنم و حد اقل 6 ساله به ثبک روز نوشت یا بهتره بگم هرچی نوشت! تا چند دیقه پیش داشتم بکاپ mexicancorn ذرت مکزیکی تو ثامن بلاگ و ذرت مکزیکی بلاگفا و بعدش goldenmoments لحظات طلایی و goldenolive زیتون طلایی رو میخوندم. وجدانا از اینها میشه برای نوشتن یه رمان چند جلدی داستایوفسکی ای استفاده کرد. یعنی دقیقا همین قدر روان شناسانه! بگذریم... امروز داشتیم می

ادامه مطلب  

371  

می توانم اگر نبودی 
تنها قدم بزنم ،می توانم بنشینم پشت پنجره ساعت ها بیرون را تماشا کنم ومنتظر تو نباشم...می توانم رمان های عاشقانه بخوانم و منتظر بمانم عشاق صادقانه بهم برسند...می توانم تلفنی به مادر بزنمبعد از صدای بـوق آزادنفسم بگیرداما نمیرم...حالم اما،،اصلا خوب نیست...
 
از : امیرمحمد مصطفی زاده

ادامه مطلب  

9  

اینستاگرام را کامل حذف کردم.
احساس میکنم خیلی قدرتمندم که توانستم همچین کاری بکنم.
اینستاگرام یک جذابیت فریبنده ای دارد لعنتی! که نمیتوانی از آن بگذری... اما من بالاخره و در طی یکی از آن همه تصمیم های یهویی ام حذفش کردم.
در عوضش مجبورم خودم را با یک چیزی سرگرم کنم تا آن اعتیاد لعنتی ام از بین برود. کتاب جایگزین خیلی مناسبی است. با خودم فکر میکنم که چرا کتاب ها را (خصوصا درسی) نمیدهند به آنهایی ک این اپلیکیشن ها را _فیس بوق و اینستاگرام و تلگرام و .

ادامه مطلب  

تجلیل از نویسنده برتر جناب آقای میعادمهدی صفری  

در مراسمی که طی هفته کتاب و با حضور مسئول کتابخانه معصومه رشیدی و جمعی از اعضا در کتابخانه عمومی غلامرضاخان ارکوازی برگزار گردید، با اهداء لوح تقدیر و هدیه از میعادمهدی صفری از نویسندگان فعال استان ایلام تقدیرشد. نگارش چندین کتاب، ثبت هفت فیلمنامه در بانک فیلمنامه خانه سینما، ویرایشگر مجله و کتابخوان نمونه کشوری از سوابق فعالیتهای فرهنگی ایشان بوده است. طرح ها و نوشته های زیادی توسط این نویسنده به نگارش درآمده است. ایشان به تازگی نگارش ر

ادامه مطلب  

 

من عاشق این *دخترونگی *کردنامم.... عاشق این دنیای *صورتیم*... عاشق دغدغه های *دخترونم*... ست کردن تاپ و دامنام... گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی.. جیغ های از ته دل تو ترن شهربازی.... چیدن لاک های رنگووارنگم،به هم ریختنشون،چیدنشون و باز دوباره.... دور همی هام با دخترای فامیل،پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند بلند خندیدنامون... حرفای *دخترونه* و فحشای پاستوریزه نثار بچه ها و رفقا ... کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم .... سر گذاشتن رو شونه دوستمو ها

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام